
حضرت فاطمه زهرا( سلام الله عليها):
اگر به آنچه به شما امر می کنیم عمل کنید و از آنچه شما رابر حذر می داریم دوری کنید از شیعیان ما هستید و الا هرگز!

بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق
خواهی که زلف یار کشی؟ ترک هوش کن!
بالهايت را کجا جا گذاشتي؟
پرنده گفت : راستي چرا پر زدن را کنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد اما باز هم خنديد . پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي که نمي دانست چيست . شايد يک آبي دور ، يک اوج دوست داشتني .
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را نيز مي شناسم که پر زدن از يادشان رفته است . درست است که پرواز براي يک پرنده ضرورت است اما اگر تمرين نکند فراموش مي شود .
پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اينکه چشمش به يک آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد . آنوقت خدا بر شانه هاي کوچک انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد ؟ تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي عزيزم بالهايت را کجا جا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گريست.

بانوی دانش پژوهی که به امهانی شهرت داشت آورده است، که بامدادی بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیهای از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.
فرمود: کدام آیه امهانی؟ بپرس.
گفتم: این آیه شریفه که میفرماید: "فلا اقسم بالخنس، الجوار الکنس"
فرمود: به به! چه مسئله خوبی پرسیدی، این مولود گرانمایهای است در آخرالزمان. او "مهدی" این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت برای او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه میگردند و گروههایی راه حق و هدایت را مییابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی ... و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند نمود!

پرده بردار ز رخ چهره گشا ناز بس است
عاشق سوخته را دیدن رویت هوس است
دست از دامنت ای دوست نخواهم برداشت
تا من دلشده را یک رمق و یک نفس است




